آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
664
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
و خاضعانه بسوى او ميآيد ، و چون دانست ، كه وى آناتوليوس سردار سپاه خصم است ، عنان برتافت و با همراهان شتابان به خاك خود بازگشت و در آنجا از اسب به زير آمد ، و پياده آناتوليوس را پذيرا شد ، و همه شرايط روميان را براى عقد صلح قبول كرد « 1 » . خسرو اول با محبت فوق العاده حكماء روم را پذيرفت ، و با اينكه رنجيده از درگاه او رفته بودند ، در حفظ حقوق آنان پافشارى كرد ، يكى از شرايط صلح با دولت بيزانس را اين قرار داد ، كه مزاحم حكماء مذكور نشوند ، و رخصت دهند ، كه آزادانه بولايت خود بازگردند « 2 » . سياوش « 3 » ، بنابر توصيف پروكوپيوس ، نمونه نجباى ايران است ، اگرچه متكبر ، و مغرور ، و جبار ، و كامكار بود ، ولى انصاف و عفاف و عدالتى بكمال داشت . در افسانه وهرام چوبين « 4 » نكته ذيل مندرج است ، كه خصال اين مرد فوق العاده را به نحوى ، كه در اذهان هموطنانش مرتسم بوده ، روشن مىكند . وهرام ، پس از آنكه دولت مستعجلش بسرآمد و رو بگريز نهاد ، در راه به دهى دور دست وارد شد و با همراهان به خانه پيرزنى فقير درآمد . عجوز در غربالى كهنه نان كشكين پيش او نهاد و چون جام نداشت ، شراب را در پوست كدويى ريخت . پيرزن مهمانان را نمىشناخت ، ولى شنيده بود ، كه وهرام منهزم شده است . چون وهرام از او پرسيد ، كه آيا به نظر تو وهرام در رفتار خود محق بوده است يا نه ، پيرزن جواب داد « به خدا كه بهرام خطا كرد ، چه او روى از فرمان خداوندگار و خداوندگارزاده خود برتافت و به روى آنان شمشير كشيد » . وهرام گفت « پس جزاى او اين است ، كه در غربال چوبين نان كشكين بخورد و در كدويى شكسته دردى بياشامد » . پيرزن دريافت ، كه مهمان او وهرام است ، هراسان و لرزان شد ، ولى آن سردار او را دلدارى داد و گفت : مترس آنچه گفتى
--> ( 1 ) - پروكوپيوس ، 1 / 2 . ( 2 ) - بالاتر ، ص 45 . ( 3 ) - بالاتر ص 372 - 371 . ( 4 ) - ثعالبى ، ص 672 ما بعد ؛ مقايسه شود با فردوسى ، چاپ مهل ، 8 ، ص 172 و بعد .